بدیهی است که کمپرسور در مرکز هر سیستم تبریدی قرار دارد و در واقع تعیینکننده میزان انرژی مصرفی و هزینههای عملیاتی نهایی است. این کمپرسورها به تنهایی بیش از نیمی از صورتحساب برق را در بیشتر سیستمها به خود اختصاص میدهند. هنگامی که کمپرسورها بهصورت کارآمد کار میکنند، سایر اجزا از کندانسور تا اواپراتور و تمام مکانیزمهای کنترلی نیز بهخوبی عمل میکنند. کمپرسورهای بدطراحی یا منسوخ میتوانند مصرف انرژی را در مکانهایی مانند سوپرمارکتها یا رستورانها بین ۱۵ تا ۳۰ درصد افزایش دهند. این امر نه تنها به معنای صورتحسابهای بالاتر است، بلکه قطعات نیز تمایل بیشتری به خرابی زودهنگام دارند. و باید اثرات زیستمحیطی را نیز در نظر گرفت، زمانی که افزایش انتشار کربن ناشی از کار مداوم این واحدهای ناکارآمد مطرح میشود.
کمپرسورهای کارآمد در واقع وضعیت را کاملاً برعکس میکنند. به عنوان مثال، مدل دوار R600a را در نظر بگیرید. نحوه ساخت این کمپرسور باعث کاهش تلفات مکانیکی آزاردهنده و جلوگیری از نشت مبرد میشود. در طول زمان، این موضوع به معنای صرفهجویی در هزینهها در تمامی مراحل است — صحبت از صرفهجویی بالقوه تقریباً ۴۰ درصدی در طول چرخه عمر کل سیستم است و همچنین به دستیابی به اهداف سبز کمک میکند. عملکرد بهتر کمپرسور مزایای دیگری نیز به همراه دارد. کندانسورها دیگر نیازی به کار شدید ندارند، دماها پایدارتر میمانند و سیستمها در حالت کلی زمانی که مشکلی پیش میآید، قابلیت اطمینان بیشتری دارند. به دلیل این اثرات متعدد، انتخاب کمپرسور مناسب تنها یک تصمیم مهم نیست، بلکه احتمالاً مهمترین تصمیمی است که هر فردی امروزه در طراحی سیستمهای تبرید باید بگیرد.

با پتانسیل گرم شدن جهانی تنها 3 و بدون هیچ گونه تخریب لایه ازن، گاز مبرد R600a کاملاً با تحولات اخیر در قوانین F-Gas هماهنگ است و به شرکتها کمک میکند تا اهداف اقلیمی خود را محقق سازند. از دیدگاه فنی، این گاز مبرد عملکرد بسیار خوبی دارد، زیرا به دلیل گرمای نهان تبخیر بالا بهخوبی گرما را جذب میکند و نیاز کمی به فشردهسازی دارد. تحقیقات محکمی نشان میدهند که در صورت پیادهسازی مناسب در سیستمهای روتاری، R600a میتواند مصرف انرژی را در مقایسه با گازهای مبرد قدیمیتر حدود 18.7 درصد کاهش دهد. چیزی که این گاز را بهویژه برای کمپرسورهای روتاری حتی مناسبتر میکند، سازگاری خوب آن با تجهیزات است. فشار پایینتر به معنای فرسودگی کمتر در قطعات متحرک مانند پرهها و یاتاقانهاست. این امر به دو مزیت بزرگ منجر میشود: کاهش فوری هزینههای برق و دوام بیشتر تجهیزات بدون از دست دادن توانایی سرمایشی. اکثر تکنسینهایی که با آنها صحبت کردهایم، این موضوع را متحولکنندهی هزینههای عملیاتی و زمانبندی تعمیر و نگهداری در طول زمان میدانند.
نسل جدید کمپرسورهای دوار R600a ترکیبی از سه پیشرفت بزرگ مهندسی است که واقعاً بهرهبرداری از این مادهٔ خنککننده را به حداکثر میرساند. اولاً، ورقههای لغزان اکنون پوششی از نوع کربن شبه الماس (DLC) دارند که اصطکاک را حدود ۴۰ درصد کاهش میدهد. این بدین معناست که انرژی کمتری در حین چرخش تلف میشود. علاوه بر این، آببندهای چندمرحلهای متالک با مواد مرکب پلیمری بسیار باکیفیت همکاری میکنند و نشت مبرد را بیش از ۳۰ درصد کاهش میدهند. اما مهمتر از این، این است که سازندگان دقت تولید را افزایش داده و همزمان شیرها را به صورت نامتقارن بازطراحی کردهاند. این تغییرات باعث افزایش چشمگیری در راندمان حجمی شدهاند به طوری که حدود ۱۵ درصد عملکرد سرمایشی بهتری برای هر کیلووات مصرفی داریم، بدون اینکه نیاز به افزایش حجم جابجایی باشد. هنگامی که این سیستم با قابلیت سرعت متغیر ترکیب شود، این بسته کامل به سیستم اجازه میدهد تا دقیقاً بار مورد نیاز را تأمین کند. این موضوع به ویژه در کاربردهای سرمایش تجاری بسیار مهم است، زیرا اکثر واحدها در طول چرخههای عملیاتی معمولی، حدود هفت ساعت از هر ده ساعت، با ظرفیت کامل کار نمیکنند.
کمپرسورهای درایو سرعت متغیر (VSD) در مقایسه با مدلهای قدیمی ثابتسرعت که همواره روشن و خاموش میشوند، انرژی هدررفته را کاهش میدهند. این درایوها سرعت حرکت موتور را بر اساس نیاز واقعی سیستم در هر لحظه تنظیم میکنند. این امر به حفظ دمای پایدار کمک میکند و از فرسودگی ناشی از روشنشدن مکرر جلوگیری میکند. علاوه بر این، این سیستمها حتی زمانی که در ظرفیت کامل کار نمیکنند نیز به خوبی عمل میکنند. سیستمهای تبرید در فروشگاهها و چیلرهای صنعتی بیشترین سود را از این فناوری میبرند، زیرا نیازهای سرمایشی آنها در طول روز به شدت تغییر میکند. سیستمهای کنترل هوشمند عملکرد VSD را به سطح بالاتری میبرند، با اتصال سنسورها در شبکه و پیشبینی تغییرات تقاضا. به عنوان مثال در ساعات شب، این سیستمهای هوشمند میدانند که باید به تدریج سرعت را کاهش دهند، نه اینکه تمام تجهیزات را کاملاً خاموش کنند. ترکیب VSD با پلتفرمهای کمپرسور کارآمد مانند مدلهای چرخشی R600a نتایج بسیار خوبی به همراه دارد. در عمل شاهد کاهش قبض برق، ثبات بهتر دما، افزایش عمر تجهیزات و دوره بازگشت سریعتر سرمایهگذاری در اقدامات زیستمحیطی هستیم.
ارزیابی کارایی سیستمهای سردکننده نیازمند تحلیل فراتر از مقادیر نامی است. سه معیار بینش عملیاتی فراهم میکنند: ضریب عملکرد (COP)، مقدار انتگرال بار جزئی (IPLV) و هزینه کل مالکیت (TCO).
COP میزان کارایی یک سیستم را در حالت کارکرد با توان کامل اندازهگیری میکند. به عنوان مثال، اگر به رتبهبندی COP برابر با ۳٫۰ نگاه کنیم، این بدین معناست که سه کیلووات سرمایش برای هر کیلووات برق ورودی به سیستم تولید میشود. حال آنکه IPLV یک گام فراتر از COP پیش میرود و کارایی متوسط را در سطوح مختلف عملکرد بررسی میکند — معمولاً در ظرفیتهای ۱۰۰٪، ۷۵٪، ۵۰٪ و حتی تا ۲۵٪. اکثر واحدهای تبرید تجاری در واقع حدود ۸۰٪ از زمان خود را در حالتی کمتر از ظرفیت حداکثری کار میکنند، بنابراین IPLV تصویر واضحتری از عملکرد در شرایط عادی ارائه میدهد. سیستمهایی که نمره IPLV مناسبی دارند، معمولاً در حالتی که با سرعت بالا کار نمیکنند عملکرد خوبی دارند که این موضوع برای مکانهایی مانند فروشگاههای مواد غذایی که دما باید طی روز بهطور مداوم ثابت بماند، یا در انبارهای نگهداری مواد فاسدشدنی و همچنین کاربردهای صنعتی مختلف سرمایش بسیار مهم است.
TCO چرخه مالی کامل را در بر میگیرد:
وقتی شرکتها بهطور همزمان روی بهبود هر سه شاخص کلیدی عملکرد تمرکز میکنند، مزایای مالی واقعاً انباشته میشوند. به عنوان مثال، یک فروشگاه مواد غذایی متوسط معمولی را در نظر بگیرید که افزایش تنها ۱۰ درصدی ضریب عملکرد (COP) در سیستم سرمایشی دوار با متراکمکننده متغیر (VSD) با مبرد R600a میتواند سالانه حدود ۸۵۰۰ دلار آمریکا در قبض برق آنها صرفهجویی کند. معیار مقدار بار جزئی یکپارچه (IPLV) داستان دیگری را نیز روایت میکند. تأسیساتی که در محیطهایی با تقاضای متغیر در طول روز کار میکنند، هزینههای عملیاتی خود را بین ۱۵ تا ۳۰ درصد کاهش میدهند، هنگامی که IPLV بهینهسازی شود. نتایج حاصل از فروشگاههایی که فناوری کمپرسور کارآمد را با روشهای نگهداری هوشمند ترکیب میکنند، حتی چشمگیرتر است. این تأسیسات اغلب در طی دهه، کاهش هزینه کل مالکیت را تا حدود ۴۰ درصد به دست میآورند و گاهی اوقات سرمایه اضافی صرفشده برای تجهیزات بهتر را ظرف تنها دو تا سه سال بازیابی میکنند. توجه فراتر از قیمت اولیه خرید، برای کسبوکارهایی که به سود عملیاتی و پایداری بلندمدت اهمیت میدهند، منطقی است.